ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

103

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

با آنكه در فهرست مؤلّفات جاحظ نامى از اين رساله نيامده 62 در صحّت انتساب آن ترديد نيست ، زيرا هم تفحّص متن مؤيد اين نكته است و هم اينكه دانشورانى چون ثعالبى و نويرى در فرهنگنامهء بزرگ خود - كه آن را در عصر مماليك تأليف كرده است - 63 از مطالب آن نقل كرده‌اند . رساله مشتمل بر چند باب است كه از كالاهاى تجارتى و قيمت و مزاياى آن و كالاهاى تقلّبى سخن دارد . در اينجا از طلا و نقره و سنگهاى گرانبها و سپس از عطرها و بوهاى خوش و پارچه‌ها و لباسها بحث مىكند . « باب مربوط به تحفه‌ها و كالاهاى كمياب و كنيزكان و سنگها و ديگر چيزها كه از ولايتهاى ديگر آرند » شيرينترين باب كتاب است . جاحظ صورت كالاهايى را كه از هند و چين و اقطار ديگر مىرسد ، گاه در قالب اعداد خشك و گاهى با توضيحات بيشتر يا كمتر ياد مىكند ، و طبعا از ولايتهاى شمال چون خوارزم و بلاد خزر و بلاد بلغار سخن مىرود . دو باب آخر رنگ ناپختگى دارد و احساس توان كرد كه اخيرا افزوده شده است ؛ يك باب دربارهء پرندگان شكارى است و ديگرى دربارهء صفات مطلوب حيوان و انسان است و با حكمت و موعظه آميخته است . كتاب بيشتر جنبهء عملى دارد و كمتر به استطرادهاى ادبى مىپردازد . در بعضى از موارد به علت وجود اصطلاحات نا مأنوس فهم مطلب مشكل مىشود ، ولى پس از حلّ اين قسمت ، اين رساله يكى از منابع اساسى تاريخ و جغرافياى اقتصادى جهان اسلام است . مؤلّفات متأخّر با آن آشنا بوده‌اند و از مقايسه‌هاى حسن حسنى عبد الوهّاب معلوم مىشود كه ابن فقيه نيز به مقدارى نه چندان كم مديون اين رسالهء جاحظ است . ترتيب تاريخى مؤلّفات جغرافياى توصيفى در دوران نخستين ، حتّى براى خود اعراب نيز هميشه روشن نبوده است ، مثلا مؤلّف كتاب الفهرست نقل مىكند كه اوّل كس كه دربارهء مسالك و ممالك كتاب نوشت اديب ابو عبّاس جعفر بن احمد مروزى بود . 64 ياقوت نيز اين روايت را تكرار مىكند 65 در صورتى كه اين شخص در حدود سال 887 / 274 ه . در اهواز در گذشت ؛ يعنى هنگامى كه ابن خرداذبه از نخستين و بلكه دومين رونويس كتاب خود كه همين عنوانرا داشت فراغت يافته بود . 66 تاريخ ، هيچ اطّلاعى از اين كتاب مروزى يا ديگر مؤلّفات او به ما نمىدهد . مسلّم است كه آثار وى با وجود اشارهء تحسين آميز ابن نديم ، شهرت و رواجى به دست نياورده است . گاهى جغرافى شناسان متأخّر حكايتهايى به او نسبت مىدهند . ابن فقيه 67 افسانه‌اى دربارهء سنگ باران 68 و نيز چند روايت دربارهء قبايل ترك از او نقل مىكند . روايات مذكور اين فرض را پيش مىآورد كه آثار مروزى مطالب گرانبهايى نسبت به اتّحاد جماهير شوروى [ سابق ] بخصوص در قسمت مربوط به جغرافياى آسياى ميانه داشته است . از لحاظ زمانى در رشتهء « المسالك و الممالك » شاگرد و دوست كندى فيلسوف ،